من یه قهرمانم. تو کل زندگیم سعی کردم کسیو ناراحت نکنم. همه نگرانیم این بوده که آدما رو از خودشون ناامید نکنم. من یه قهرمانم. مثلاً وقتی چن تا دختر از کنارم رد میشن همه سعی خودمو میکنم که به همشون به یه اندازه نگاه کنم تا هیچ کدومشون فک نکنن از بقیه زشت ترن، حتی سعی میکنم به همه جاشون به یه اندازه نگاه کنم تا فک نکنن یه جاهاییشون مشکل داره و اونقدی که باید، مناسب نیست و نرن همه جاشونو عمل کنن. یا مثلاً وقتی دارم آدما رو مسخره میکنم همه سعیمو میکنم که دست رو نقطه ضعفاشون نذارم و به کلیات بسنده میکنم. وقتی دارم بهشون فحش میدم سعی میکنم تو فحشام از حیوونایی استفاده نکنم که واقعاً شبیهشون باشن. وقتی سر کرایه، دهن یکی از مسافرا رو با قفل فرمون سرویس میکنم، در انتها براش توضیح میدم که اگه قفل فرمونو نداشتم حتماً میتونسته ترتیبمو بده.

آره هر جور که نگاه کنیم من یه قهرمانم. انتظار ندارم عکسمو هر روز تو روزنامه ها ببینم یا اسمم بجای پتروس تو کتابا باشه، همه حرفم اینه که خوبه قدر قهرمانامونو امروز که هستن بدونیم تا فردا تاسف نخوریم که تو غفلت چه قهرماناییو از دست دادیم...