تبليغاتX
راننده تاکسی
راننده تاکسی
اینجا همه چی مرتبه
جمعه بیست و نهم آبان 1388
به نظرتون اینکه سرعت انتقال و انتشار آنفولانزای خوکی تو آدما بیشتر از خوکاست نگران کننده نیست ؟

پ.ن: خرابی کامنتینگ کار من نبوده...

+ نوشته شده در 10:32 توسط راننده تاکسی.
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388
باحال بود نه ؟ من تو جوونی هام ازین سوتیا زیاد دادم پسرم. یادم بنداز بعداْ سر فرصت قضیه به دنیا اومدنتو هم برات تعریف کنم...

+ نوشته شده در 20:42 توسط راننده تاکسی.
دوشنبه یازدهم آبان 1388
صمیمی...
با من تعارف نکن، من و بابات رفیق گرمابه و گلستان بودیم، تقریباً همه جای همو دیدیم...
+ نوشته شده در 18:40 توسط راننده تاکسی.
جمعه هشتم آبان 1388
رویا...
یه عمر روی "خوشحالی بعد از گل" تمرین کردیم بدون اینکه حتی یه دونه "شوت به سمت چارچوب" تو کارناممون باشه...

+ نوشته شده در 19:51 توسط راننده تاکسی.
پنجشنبه هفتم آبان 1388
- یکی از خوبیای زندگی همین کوتاه بودنشه. آدما تا سننشون زیاد میشه شروع میکنن به حسرت خوردن برای شانسای زیاد موفقیتی که داشتن و کارایی که اگه سمتش میرفتن زندگیشون متحول میشد. خیلیا حتی بعد از شصت هفتاد سال نمیفهمن یه آدم میتونه تو خیلی از زمینه ها استعداد نداشته باشه. آدم باید اولین کاری که میبینه توش موفقه رو دو دستی بچسبه و ادامه بده...

- حق میگی خداییش. دمت گرم این لبوهات هم حسابی پختست...

+ نوشته شده در 20:40 توسط راننده تاکسی.