تبليغاتX
راننده تاکسی
راننده تاکسی
اینجا همه چی مرتبه
جمعه بیست و هفتم مهر 1386
مینیمال( این پست خالیست )
پی نوشت: داشتم به نوشتن مطلبی فک میکردم که عمقش از طولش بیشتر باشه،
در نهایت به تساوی رضایت دادم...
+ نوشته شده در 17:16 توسط راننده تاکسی.
شنبه بیست و یکم مهر 1386
نظر...
- خیلی جالبه، تو اخبار شنیدم نرخ بیکاری تو ایران به 9 درسد کاهش پیدا کرده...
- منم پیش بینیم با توجه به باشگاه های بدنسازی که جدیداً تاسیس شده همین
بود،آخ اگه مجلس با طرح خانه عفاف موافقت میکرد احتمالاً الان بیکاری فلج شده...

پ.ن : اگه چیزی برا نظر دادن به ذهنت نمیرسه، سعی کن از این نکته کمک بگیری
که درصدو با سین نوشتم، همچنین میتونی به زمان فعل تو جمله آخر گیر بدی...
+ نوشته شده در 17:45 توسط راننده تاکسی.
سه شنبه هفدهم مهر 1386
شفاف سازی...
یه لحظه خانوم...
اجازه بدید خیلی واضح بگم، من نه از قیافتون خوشم میاد، نه از اون اخلاق
گندتون، فقط اگه ممکنه جزوه مخابرات جلسه پیشو بدید کپی بگیرم...

پ.ن: لطفا از خودکار صورتی استفاده نکنید...

+ نوشته شده در 10:56 توسط راننده تاکسی.
شنبه چهاردهم مهر 1386
درس...
داشتم فک میکردم اگه فقط یه کم، فقط یکم زودتر درسو بیخیال شده بودم،
الان واسه خودم یه اتوبوس دو طبقه داشتم، شایدم مترو...

پ.ن: با توجه به تنفر ذاتی که از ریاست دارم اون یکم درسی که خوندم
برام لازم بود وگرنه الان ریاست یه جای درست و حسابیو بهم انداخته بودن...
+ نوشته شده در 2:48 توسط راننده تاکسی.
یکشنبه هشتم مهر 1386
رابطه...
- تو زبان بلدی ؟
- اصولی نه. ولی اونقدی بلدم که کارم پیش بره.
- یعنی چقد ؟
- در حد اوه شِت و فا*یو و اینا دیگه...

پ.ن: نیاز به واژه ها بسرعت در حال کاهش است. تا چندی دیگر انگشتان دست
به تنهایی قادر خواهند بود پاسخگوی نیازهای گفتاری ما باشند و شاید هم فقط
انگشتان شست...
+ نوشته شده در 13:13 توسط راننده تاکسی.
پنجشنبه پنجم مهر 1386
تبلیغ...
- خانوم شما از رئیس جمهور راضی هستین ؟
- راستش، نه. به نظر من سیاست آقای احمدی نژاد در قبال قضایای هسته ای...
- نه خانوم. منظورم مایع ظرفشویی رئیس جمهورهههههه!!!

پ.ن: رئیس جمهور انتخاب اکثر خانومای کدبانوی خونه دار...
پ.ن: بهتر نیست نخبه هامون تو قسمتی غیر از ساختن تبلیغات زحمت بکشن ؟
+ نوشته شده در 16:2 توسط راننده تاکسی.
یکشنبه یکم مهر 1386
خوش بینی...
- پسرم الکساندر، بابا تا چند روز دیگه برات یه ماکسیمای نارنجی میخره...
- چی شده بابا فتحعلی ؟ پولدار شدیم ؟( الکساندر در حال ریختن اشک
شوق است )
- نه هنوز الکساندرِ گلم، ولی کرایه امیرآباد- انقلاب 50 تومن زیاد شده...

پ.ن: باز هم بخاطر 50 تومان بر روی درب ماشین حرکات غیر ورزشی
انجام خواهید داد ؟
+ نوشته شده در 13:55 توسط راننده تاکسی.